پژوهش ها ، مقالات علمی و خاطرات ایثارگران دفاع مقدس
هدف ما در سال اقتصاد و فرهنگ، اشاعه فرهنگ دفاع مقدس است.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

حجاب یعنی مروارید در صدف که همیشه گرانبهاست. برای کسانی که در خیابان ها ول اند. بی پروایی می کنند و حدود الهی که نص صریح قرآن است بی اعتنا بوده و حکم الهی را نقض می کنند؛ متاسفیم. خودشان باید متوجه باشند که دارند دل هزاران جوان را جریحه دار می کنند. و مثل گرگ درنده که به گله زده و همه را دریده عمل می کنند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 مرداد 1395

2 شهریور 1361 مصادف با روز به شهادت رسیدن 14 جوان رعنا از پاسداران سپاه ارومیه در تعقیب ضد انقلاب در روستای حکی منطقه سیلوانای ارومیه می باشد. دشمن وابسته به صدام پس از دستگیری آنها با شکنجه های فراوان آنها را شهید کرده . سپس پیکر پاک آنها را در کنار جاده قرار می دهد و اعلام می کند اگر با ما بجنگید سزای عمل شما چنین خواهد بود. شهید یونس مظهر صفاری از جمله دلاور مردان این عملیات بود که حسرت توهین به حضرت امام خمینی را در دل ضد انقلاب (حزب دمکرات) قرارداد.روحشان شاد باد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 مرداد 1395

اول شهریور 59 مصادف با نفوذ شهید نادر علیزاده به ستاد مرکزی حزب دمکرات در مهاباد است در این روز او توطئه ضد انقلاب را برای حمله به ارومیه خنثی کرد و با به رکبار بستن جلسه آخرین هماهنگی ها برای انجام عملیات توانست سرگرد عباسی فرمانده عملیات حزب دمکرات و تعداد دیگری از کادر حزب را معدوم نماید. این جوان شجاع حین فرار مورد اصابت گلوله آنها قرار گرفت و به طرز فجیعی در مهاباد به شهادت رسید. روحش شاد باد.  





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 مرداد 1395
سالروز میلاد گهر بار امام رضا علیه السلام بر عاشقان آن امام رئوف مبارک باد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 20 مرداد 1395

مختصری از زندگی نامه ی حضرت معصومه علیها السلام

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مکرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یک مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال 173 هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید که در همان سنین کودکى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت

در سال 200 هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.


یک سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. این جا بود که آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبیت (ع) را با حکومت حیله گر بنى عباس اظهار مى کرد. بدین جهت تا کاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده اى از مخالفان اهلبیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نیز مسموم کردند.

به هر حال ، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که مى فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى که «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى کشید و عده فراوانى از مردم پیاده و سواره گرداگرد کجاوه حضرت در حرکت بودند، حدوداً در روز 23 ربیع الاول سال 201 هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.

آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى کرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود.

محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» هم اکنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربیع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال 201 هجرى پیش از آن که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را به سوى محل فعلى که در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند.

همین که قبر مهیا شد دراین که چه کسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشکل شدند، که ناگاه دو تن سواره که نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعت نزدیک آمدند و پس از خواندن نماز یکى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسد پاک و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد.

آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن که با کسى سخن بگویند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.

بنا به گفته بعضی از علما به نظر مى رسد که آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا که معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیا الهی انجام شده است.

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا این که حضرت زینب فرزند امام جواد(ع) به سال 256 هجرى قمرى اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا کرد و بدین سان تربت پاک آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت (ع). و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت وامامت شد.


تعدادی از احادیث منقول از حضرت معصومه  علیها السلام

?) فاطمه معصومه (س) این روایت را از دختر امام صادق(ع) نقل مى کند که سلسله سندش در نهایت به فاطمه زهرا(س) مى رسد.
فاطمه زهرا(س)، دختر بزرگوار رسول اکرم (ص) فرمود: « آیا فرمایش رسول خدا(ص) را در روز غدیر خم فراموش کرده اید که فرمود: هر کس من مولاى اویم، على مولاى اوست، و (آیافراموش کرده اید) دیگر فرمایش آن حضرت را که فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟!»


?)فاطمه معصومه(س)، از دختر امام صادق (ع) روایتى نقل مى کند که سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا(س)مى رسد که آن حضرت مى فرماید: حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: «آگاه باشید! هرکس با محبّت آل محمّد بمیرد شهید از دنیا رفته است.»


تعدادی از روایات و احادیث در شان حضرت معصومه علیها السلام


امام صادق علیه السلام فرموده اند: خداوند حرمى دارد که مکه است پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن کوفه است و قم کوفه کوچک است که از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى رود که اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى شوند .

امام رضا (ع) فرمودند: « کسى که حضرت فاطمه معصومه را زیارت کند پاداش او بهشت است .»  (ثواب الأعمال و عیون اخبار الرضا(ع) )


امام جواد (ع) فرمودند: « کسى که عمه ام را در قم زیارت کند پاداش او بهشت است .» (کامل الزیارة)


امام صادق (ع) فرمودند: « کسى که آن حضرت را زیارت کند در حالى که آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود.»(بحار ج 48 صفحه 307)


امام صادق (ع) فرمودند: «آگاه باشید که حرم من و حرم فرزندان بعد از من قم است »  (بحار ج 60 صفحه 216 )





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 15 مرداد 1395

اینكه تصور بشود كه هنر دفاع مقدس در جامعه ى ما مخاطب ندارد، طالب ندارد، این هم خطاى بزرگى است، از اشتباهات فاحش است؛ اگر كسى این را خیال كند. تحقیقاً پرمشترى ترین آثار هنرى بعد از انقلاب در زمینه هاى مختلف، آن آثار هنرى است كه مربوط به دفاع مقدس بود؛ چه در زمینه ى فیلم و سینما، چه در زمینه ى كتاب، خاطره، داستان. همین چند تا كتابى كه در واقع تیراژهایشان بى سابقه است - در كشور ما چنین تیراژهائى وجود نداشته كه در ظرف دو سال، صد بار كتابى چاپ بشود. اینكه به من گزارش دادند، كتابى است در باب دفاع مقدس، همین كتاب «خاكهاى نرم كوشك» یا كتاب «دا» كه در كمتر از دو سال، شنیدم بیش از هفتاد بار به چاپ رسیده! ما هیچگونه كتابى از كتابهاى گوناگون را با این تیراژها نداریم - مخصوص كتابهاى مربوط به دفاع مقدس است. در زمینه ى فیلم هم همین جور است؛ پرفروش ترین فیلمها و پرجاذبه ترین و پرمشترى ترین فیلمها، فیلمهائى است كه مربوط به دفاع مقدس است. از فیلم «آژانس شیشه اى» و «لیلى با من است»، تا این فیلم اخیرِ «اخراجى ها»ى آقاى ده نمكى، اینها بیشترین مشترى ها، بیشترین فروشها را داشته كه درباره ى دفاع مقدس است. این جور نیست كه مشترى نداشته باشد، طالب نداشته باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 13 مرداد 1395

حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار در سخنانی از دوران دفاع مقدس بعنوان آیینه تمام نمای ظرفیت های ملت ایران در ابعاد مختلف یاد و خاطرنشان كردند: باید حماسه شگفت آور هشت سال دفاع مقدس كه ملت ایران توانست با دست خالی و با توكل بر خدا در برابر یك تهاجم گسترده بین المللی بایستد و موفق و پیروز بیرون بیاید، برای نسل جوان كنونی و نسلهای آینده شناسانده شود تا آنان با شناخت عظمت و تواناییهای این ملت، راه گذشتگان را با احساس امید و عزت ادامه دهند.

مقام معظم رهبری با قدردانی از دست اندركاران دفتر ادبیات و هنر مقاومت، ثبت وقایع دوران دفاع مقدس و بیان خاطرات آن دوران را اقدامی بسیار برجسته و با اهمیت خواندند و افزودند: بنیانگذار حفظ وقایع و حوادث مهم با ادبیات و هنر، حضرت زینب سلام الله علیها بودند كه آن حضرت و همچنین امام سجاد علیه السلام با سخنان روشنگرانه، شیوا و نافذ خود باعث ماندگاری حادثه عاشورا در تاریخ شدند.

ایشان آثار هنری بزرگ دنیا را مربوط به دوران مقاومت و فداكاری ملتها و كارهای بزرگ آنها دانستند و با تاكید بر اینكه دوران دفاع مقدس بسیار فراتر از یك رویداد معمولی بود، تصریح كردند: برای ثبت وقایع این دوران و انتقال آن به نسلهای آینده با استفاده از ظرفیتهای هنری و ادبی كشور، باید هر اندازه كه نیاز است، سرمایه گذاری شود و این كار با جدیت ادامه یابد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 13 مرداد 1395

    مقام‌ معظم‌ رهبری‌ در این‌ دیدار از دوران‌ جنگ‌ تحمیلی‌ بعنوان‌ اوج‌ افتخارات‌ ملت‌ ایران‌ نام‌ بردند و فرمودند: در مقایسه‌ با جنگ‌هایی‌ كه‌ در دنیا جنبه‌ ملی‌ و میهنی‌ دارد، هنوز قدرشناسی‌ لازم‌ و شایسته‌ای‌ از ۸ سال‌ دفاع‌ مقدس‌ ملت‌ ما صورت‌ نگرفته‌ است‌. واقعیت‌ جنگ‌ تحمیلی‌ تنها به‌ حمله‌ یك‌ كشور علیه‌ كشوری‌ دیگر خلاصه‌ نمی‌شد بلكه‌ مساله‌ اصلی‌، تحمیل‌ یك‌ جنگ‌ بین‌المللی‌ علیه‌ ملتی‌ بود كه‌ از یك‌ آرمان‌ و حقیقت‌ مقدس‌ دفاع‌ می‌كرد و دلیل‌ آن‌ هم‌ در این‌ است‌ كه‌ عارف‌ترین‌، الهی‌ترین‌، معنوی‌ترین‌ و محبوب‌ترین‌ فرد در كشور ما یعنی‌ امام‌ راحل‌ و عظیم‌الشأن‌، فرمانده‌ این‌ جنگ‌ بود.

    حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ هدف‌ از گزارش‌ جنگهای‌ ملی‌ و میهنی‌ را معرفی‌ سیرت‌، مفهوم‌، حقیقت‌ و تاریخ‌ یك‌ ملت‌ دانستند و فرمودند: گزارش‌های‌ خوب‌ جنگهای‌ ملی‌ و میهنی‌ یكی‌ از گویاترین‌ بخش‌های‌ تاریخ‌ هر ملت‌ محسوب‌ می‌شود زیرا حقایق‌ و ماهیت‌ آن‌ ملت‌ را بیان‌ می‌كند و برای‌ گزارش‌ خصوصیات‌ یك‌ ملت‌ هیچ‌ صحنه‌ای‌ بهتر از صحنه‌ جنگ‌ نیست‌ و هر هدفی‌ از گزارش‌ تاریخ‌ را می‌توان‌ در گزارش‌ میدان‌ جنگ‌ بدست‌ آورد.
    رهبر انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ بروز و رشد استعدادهای‌ مردم‌ در میدان‌ جنگ‌ اشاره‌ كردند و ضمن‌ تأكید بر ضرورت‌ انعكاس‌ حقایق‌ معنوی‌ در گزارش‌ جنگ‌ فرمودند: روح‌ شجاعت‌، فداكاری‌، تضرع‌ به‌ درگاه‌ پروردگار و روح‌ مناعت‌ در مقابل‌ دیگران‌ از خصوصیات‌ بارز ملت‌ ماست‌ كه‌ باید در گزارش‌ جنگی‌ مطرح‌ شود و هنرمندانی‌ كه‌ بتوانند حقایق‌ و ریزه‌كاریهای‌ میدان‌ جنگ‌ را با قلم‌ هنرمندانه‌ خود گزارش‌ كنند كار فوق‌العاده‌ای‌ را انجام‌ داده‌اند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 13 مرداد 1395

شنبه 9 مرداد 95 مصادف بود با سالروز شهادت امام جعفر صادق علیه السلام ،  در شهر ما 2 شهید گمنام دفاع مقدس تشییع و به خاک سپرده شدند . مردم ارومیه یاد جانفشانی ها و رشادت های جوانان گلگون کفن خود را گرامی داشتند. روحشان شاد باد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 مرداد 1395

 

خاطره ی شماره2. خاطره ای از سرهنگ خلبان عبدالله نجفی
سرهنگ خلبان عبدالله نجفی بدون شک برای تمام آشنایان با هوانیروز دوران جنگ نامی آشناست. وی اهل شیراز است و انسانی است بسیار خاکی و بی‌ریا. از حماسه‌های او می‌توان یکی به شکار هلیکوپتر عراقی اشاره کرد. اما همانطور که خود او و دیگران می‌دانند او جان خود را مدیون شهید حراف است. جریان از این قرار است:

Image result for ‫سقوط هلیکوپتر‬‎

در یکی از عملیات‌ها که وی در آن حضور داشت (به فرماندهی شهید حراف) به قصد شکار تانکهای عراقی راهی شده بودند. پس از شکار موفقیت آمیز تک تک تانکهای عراقی و اتمام مهمات به پیشنهاد شهید حراف با اسکید (پایهٔ هلیکوپتر) به چادرهای باقی مانده در منطقه می‌کوبیدند. پس از اتمام ماموریت در هنگام خروج از معرکه متوجه می‌شوند یکی از موتورهای هلی کوپ‌تر نجفی آتش گرفته است و وی مجبور به نشستن داخل نیروهای عراقی می‌کند. زمان برایرسیدن هلیکوپتر رسکیو (نجات) بسیار کم بود به همین دلیل شهید حراف در یک اقدام متبحرانه داخل نیروهای عراقی و در کنار هلی کوپ‌تر نجفی نشست و با سرعت عبدالله نجفی و کمک خلبان را که روی    اسکید هلیکوپتر تشسته بودند از منطقه خارج کرد! هلی کوپتر صدمه دیده لحظه‌ای بعد در میان آتش کاملا سوخت .سرهنگ عبدالله نجفی همیشه ان خاطره را با فخر و مهاباتی خاص وغروری ناشی از دوستی خالصانه اش با حراف تعریف میکرد.منبع  کتاب گنج جنگ.

خاطره ی شماره3ساقط كردن میگ 25 عراقی سرتیپ دوم پاسدار 7 محمد حسن منصوریان

 

در مقطعی از سالهای دفاع مقدس، موضوع حملات میگهای 25 عراق یك دغدغه شدید ذهنی را برای مسئولان نظام در رده های بالا ایجاد كرده بود. به این دلیل كه این هواپیما در ارتفاع بسیار بالا و دور از دسترس موشكهای ما پرواز و اقدام به بمباران شهرهای ما میكرد و به راحتی از صحنه درگیری می­گریخت. همانطور كه میدانید بمباران شهرها اثرات مخربی در روحیه رزمندگان در جبهه­ها داشت و دشمن با بمباران شهرها و عقبه جبهه سعی داشت روحیه و استقامت نیروهای ما را كاهش دهد. ما با در اختیار گرفتن یك سامانه موشكی ارتفاع متوسط و در یك آموزش مشترك با نیروهای ارتش، این سامانه موشكی را به كار گرفتیم. در به كارگیری این سامانه از بهترین و با تجربه ترین نیروهای پدافندی ارتش و سپاه استفاده شد كه بحمداالله در پایان منتج به این شد كه هواپیمای میگ 25 دشمن در تاریخ 26/11/1365 منهدم شود.

وقتی این اتفاق مهم افتاد و هواپیمای مذكور توسط نیروهای پدافند هوایی منهدم گردید، نیروهای عراقی اصلاً فكرش را هم نمیكردند كه ما بتوانیم این هواپیما را شكار كنیم. حتی با كشور روسیه كه میگ 25را در اختیار عراق قرار داده بود دچار مشكل شدند كه چرا این هواپیما در ارتفاع بالای 70 هزار پا مورد اصابت موشك قرار گرفته است! خب این خواست و اراده خداوند و ثمره همكاری كاركنان پدافند هوایی ارتش و سپاه بود. در آن مقطع انهدام و دفع حمله میگ 25 برای همه یك رویا بود و بعد از این انهدام هر جایی كه این سامانه موشكی قرار می گرفت، نیروهای دشمن از اقدام به حملات هوایی ترس و واهمه داشتند.

رضا جهان فر، فهمیه کرمی، خاطرات و خطرات (خاطرات کارکنان پدافند هوایی و رزمندگان 8 سالدفاع مقدس، تهران، انتشارات سبز، 1391.

خاطره ی شماره4.شکار تانک

 

غروب روز 1/5/61 دستوری از فرماندهی گردان صادر شد. دستور مختصر و کوتاه بود. چند نفر داوطلب باید در یک مأموریت ویژه شرکت کنند.

 فرمانده گردان بلافاصله بچهها را به خط کرد و گفت «طبق گزارشات رسیده، دشمن قصد دارد به زودی با تانکهای بسیار زیادی، دست به پاتک بزرگی بزند تا منطقۀ پاسگاه زید را از ما پس بگیرد. برای جلوگیری از این عملیات، نیاز به چند نفر داوطلب داریم تا به همراه تعدادی از بچههای لشکر حضرت رسول[1] چند تانک عراقی را شکار کنند و آرایش واحد زرهی

 

شان را بههم بزنند. باید بدانید که این مأموریت بسیار حساس است؛ پس سعی کنید دستِ خالی برنگردید و تحت هیچ شرایط

 

ی اسیر دشمن نشوید. این مأموریت میتواند حداقل این ارزش را داشته باشد که در سپاه دشمن رعب و وحشت ایجاد کند و یا این احساس را در آنها ایجاد کند که ما عملیات بزرگی در پیش داریم. شاید این مسئله، او را از پاتک سنگینش منصرف سازد.»

وقتی حرفهای فرمانده تمام شد. من به همراه خسرو و چند نفر دیگر داوطلب شرکت در عملیات شدیم. میدانستم مأموریت سنگین و سختی را در پیش داریم و زنده برگشتن از مواضع دشمن، پس از شکار چند تانک کار چندان سادهای نیست. آن شب بعد از خواندن نماز، یکی از بچههای لشکر حضرت رسول که تجربۀ زیادی در شکار تانک داشت سعی کرد تجربیاتش را به ما انتقال دهد و روحیۀ ما را بالا ببرد.

حدود نیمه شب بود که راه افتادیم. وقتی پایم را به آن طرف خاکریز گذاشتم احساس کردم دلم روشن است. انگار هر اتفاقی که در این مأموریت بیفتد همان چیزی است که من خواهانش هستم. همگی با احتیاط و بی هیچ سر و صدایی جلو میرفتیم. یک اشتباه کوچک میتوانست نقشه را بههم بزند و باعث کشته شدن همه شود. مسافتی را نیمخیز پیش رفتیم. بعد با اشارۀ دست فرمانده گروه، به صورت سینهخیز شروع به پیشروی کردیم. آسمان پر از ستاره بود، ولی از ماه خبری نبود. همه چیز در سکوتی مطلق فرو رفته بود.

Image result for ‫آرپی جی 7‬‎

 

انهدام تانک سعودی با موشک هدایت شونده

 

 

پس از مدتی به محل استقرار تانکها رسیدیم. با حرکت دست فرمانده، هر کدام مأمور تانکی شدیم و در چندمتری آمادۀ شلیک شدیم. لحظات نفسگیری بود. در این دقایق هر اتفاق کوچکی میتوانست فاجعۀ بزرگی را بهوجود آورد. تا دستور آتش داده شود، گویی عمری به ما گذشت. با شلیک آرپیجی اولین نفر، بقیه هم آتش کردیم و تانکها یکی پس از دیگری منفجر شد.

قرار بر این بود پس از نابودی ده تانک کار را متوقف کنیم. با شلیک آخرین آرپیجی، همگی طبق قرار در گودالی جمع شدیم. در این میان، عراقیها که انتظار چنین حملۀ غافلگیرانهای را نداشتند، شروع کردند به داد و هوار کشیدن. به دنبال آن، کالیبرهای تانکهای سالم بنا کردند به شلیک بیهدف به اطراف. با روشن شدن گلولههای منور، منطقه کاملاً روشن شد. به دستور فرمانده عملیات، تا خاموش شدن در گودال ماندیم. به محض خاموش شدن منورها، به صورت سینهخیز به طرف مواضع خودمان حرکت کردیم. هنوز چند متری تا خاکریز فاصله داشتیم که آتش تیربار یک نفر را شهید و دو نفر را هم مجروح کرد. به هر وضعی بود آنها را به عقب انتقال دادیم. همین که پشت خاکریز رسیدیم تازه آتش توپخانه و خمپارهاندازهای دشمن شروع شد. آتشبازیای که هیچ فایدهای برای عراقیها نداشت.کتاب سام (خاطرات ابراهیم سام)ابراهیم سام دلیرینوبت چاپ: اول1388


Image result for ‫آتش توپخانه‬‎


 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 مرداد 1395

Ø   همسایه شهید

قبل از عملیات کربلای هشت، با گردان رفته بودیم مشهد. یک روز صبح دیدم سید احمد از خواب بیدار شده،ولی تمام بدنش می لرزد. گفتم: چی شده؟ گفت: فکر کنم تب و لرز کردم. بعد از یکی دو ساعت به من گفت: امروز باید حتما برویم بهشت رضا(ع). اتفاقا برنامه آنروز گردان هم بهشت رضا(ع) بود. از احمد پرسیدم چی شده که حتما باید بریم بهشت رضا(ع) ؟

او به اصرار من تعریف کرد: « دیشب خواب یک شهید را دیدم که به من گفت: تو در بهشت همسایه منی! من خیلی تعجب کردم، تا بحال او را ندیده بودم.گفتم: تو کی هستی و الان کجایی؟ گفت: « در بهشت رضا(ع)»احمد آنروز آنقدر گشت تا آن شهید را که حتی نام او را نمی دانست پیدا کرده و بالای مزار آن شهید با او حرفها زد.

خاطره ای از زندگی شهید سید احمد پلارک/منبع: کتاب پلارک

v معبر

لباس غواصی اش تنگ بود. چند قالب« تی ان تی» بست به خودش. « جعفر، چه کار می کنی؟»« باید راه باز بشود. بچه ها را قتل عام می کنند.» 

عملیات والفجر هشت بود. باید توی منطقه معبر باز می کردیم. لشگر عاشورا حمله کرد، ولی هنوز مسیر باز نشده بود.چند ردیف سیم خاردار و خورشیدی کاشته بودند جلومان، جعفر راه افتاد طرف سیم خاردارها. فریاد زدم: « جعفر!» برگشت طرفم. گرفتمش تو بغلم. « حسین، حلالم کن!» گریه امانم نمی داد. سرش را از شانه ام برداشت. سربندش را بست به پیشانی ام. برعکس بسته بود. گره افتاده بود روی صورتم، نوشته پشت سرم. با چشمان تر از پشت در رشته قرمز جعفر را می دیدم. « خب، برو عقب. چند کیلو تی ان تی است!» و خندید. شوخی نیست که! داشتم دیوانه می شدم. از سیم خاردارها دور شدم. نمی دانستم چه کار می کنم. نمی خواستم صدای انفجار را بشنوم. نشد. صدا بلند بود. مثل زوزه یا غرش. موج انفجار زمینم زد. دمر افتاده بودم تو گلهای جزیره. گریه می کردم.چی شده برادر؟ نگاهش کردم. از بچه های عاشورا بود. زمزمه کردم: راه باز است. معبر باز است.

Ø   دعوا و نماز

با او حرفم شد . تقصیر من بود .

 همان وقت که دعوا می کردیم مطمئن بودم که حق بامن نیست ، امّا عصبانی بودم و چیزی نفهمیدم .

 نیم ساعت بعد یکی از بچه ها آمد دنبالم و گفت : « از وقتی بحث تون تموم شده، مرتضی رفته تو اتاق و درو بسته ، نماز می خونه . »

دو ساعت بعد ، من را دید . آمد جلو ، گرم احوالپرسی کرد . عرق سرد نشست روی پیشانیم ، از خجالت .

برگرفته از کتابچه مجموعه خاطرات شهید سید مرتضی آوینی "نشر یا زهرا (سلام الله علیها)"

*شهید عاشورا

ظهر روز عاشورا بود. درست 72 نفر بودیم. یکی از نیروها بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.71 نفر شدیم. شهید هاشمی دستور داد از سنگرها بیرون بیاییم تا به نماز بایستیم.این در حالی بود که رگبار گلوله و خمپاره دشمن از هر سو می بارید. دیدبانهای دشمن به خوبی ما را می دیدند. مشغول خواندن نماز جماعت شدیم. به خدا قسم با آنکه آتش دشمن بی امان بود، اما آن روز خون از دماغ کسی جاری نشد. شهید هاشمی با این عمل حسینی خود به عراقیها فهماند که سلاح اصلی ما سلاح ایمان است و مامی توانیم با این سلاح هر متجاوزی را سرکوب نمائیم و از هیچ چیز هم ترس و واهمه نداریم. 

خاطره ای از زندگی شهید سید مجتبی هاشمی/منبع: کتاب هاشمی

 

v                      در حضور غربت یاران

سید مرتضی آوینی دل پرخونی داشت، همراهانش با صدای «یارب» ‌های او در نیمه‌ شب آشنا بودند.

پاسی از شب كه می‌گذشت، در انتظار صدای ناله‌های آوینی چشمانشان را باز می‌كردند مرتضی مرثیه‌سرا بود، دلی عاشورایی داشت قصه وصال، روح بی‌تابش را عاشق می‌ساخت.

یكبار در دوكوهه به او گفتم: شهید داوود یكبار در زمین خیس پادگان به زمین افتاد و گریه كرد وقتی علت گریه‌اش را پرسیدم، پاسخ داد:"یاد حضرت عباس افتادم كه هنگام به زمین افتادن دست نداشت، حتماً‌ خیلی سخت به زمین افتاده است".

 با شنیدن این سخن گریه مجال صحبت را از مرتضی گرفت، همانجا در پادگان نشست، ساعت‌ها به یاد غربت عباس‌بن‌علی  و داوود گریست. گوئی پرده‌های غیب را از چشمانش گرفته بودند، داوود را در زمین صبحگاه می‌دید. لب به سخن گشود، داوود باید می‌رفت.

برخاست،‌ پا برجای گام‌های داوود نهاد. مرتضی مردی آسمانی بود كه پای بر خاك داشت.

منبع : كتاب هسفر خورشید-راوی : برادر رضا برجی

************************************

v    معنای زندگی

مرتضی دل‌بسته بود، ناله‌های شبانه‌اش دردی جانکاه در دل داشت، که با هق‌هق گریه می‌آمیخت.
سید بارها و بارها برایمان از شهادت گفت؛ از رفتن به سوی نور، پرواز کردن، بی‌دل شدن، سجده‌گاه خویش را با خون، سرخ نمودن، و راهی بی‌پایان تا اوج هستی انسان گشودن.

به یاد دارم که در مورد زندگی و مرگ گفت:" زندگی کردن با مردن معنی می‌یابد، کلید ماجرا در مردن است، نه زندگی کردن."چگونه مردن برایش مهم بود.عاقبت خداوند آرزویش را به سر منزل مقصود رساند.

کتاب همسفر خورشید راوی:دوست شهید

o     این نان را می شود خورد؟

محل استقرار بهداری و درمانگاه لشکر در سمت راست ورودی پادگان، نزدیک چادر فرماندهی بود.

در چادر بودم که از بیرون چادر کسی مرا به اسم صدا کرد. بیرون که آمدم آقا مهدی را جلو چادر تدارکات بهداری دیدم. سر گونی را با یک دست گرفته بود و با دست دیگرش لای نان خورده ها را می گشت. تا آخر قضیه را خواندم.

سلام کردم، جواب سلامم را داد و تکه نانی را از گونی بیرون آورد و به من نشان داد و گفت:

ـ برادر رحمان! این نان را می شود خورد؟!

ـ بله، آقا مهدی می شود.

دوباره دست در گونی کرد و تکه نان دیگری را از داخل گونی بیرون آورد.

ـ این را چطور؟ آیا این را هم می شود استفاده کرد؟

من سرم را پایین انداختم. چه جوابی می توانستم بدهم؟ آقا مهدی ادامه داد.

ـ الله بنده سی... پس چرا کفران نعمت می کنید؟... آیا هیچ می دانید که این نانها با چه مصیبتی از پشت جبهه به اینجا می رسد؟... هیچ می دانید که هزینه رسیدن هر نان از پشت جبهه به اینجا حداقل ده تومان است؟ چه جوابی دارید که به خدا بدهید؟

بدون آنکه چیز دیگری بگوید سرش را به زیر انداخت و از چادر تدارکات دور شد و مرا با وجدان بیدار شده ام تنها گذاشت.

منبع: کتاب «خداحافظ سردار»، نوشته سید قاسم ناظمی، چاپ سوم

 

 

Ø     خمینی سن سربازی را پایین آورده است

رزمنده ۱۴ ساله ای را به اسارت گرفته بودند. فرمانده‌ی عراقی وقتی او را دید و متوجه سنش شد، پرسید مگر سن سربازی ۱۸ سال نیست؟ خمینی سن سربازی را پایین آورده؟
رزمنده در جواب عراقی گفت نه، سن سربازی همان ۱۸ سال است، خمینی سن عشق را پایین آورده.

خاطره از: سیدناصر حسینی‌پور، جانباز دفاع مقدس و نویسنده کتاب «پایی که جا ماند»

 

راوی: حسین محمدی/منبع: کتاب حکایت سرخ

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 8 مرداد 1395

شهادت امام جعفر صادق(ع)را به عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می نمایم. 

نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفایده)
كنیه: ابو عبداللّه لقب: صادق
پدر: حضرت محمد بن على (ع)
مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر

تاریخ ولادت: یكشنبه 17 ربیع الاول ، سال 83 هجرى

مكان ولادت: مدینه مدت عمر مبارک : 65 سال
علت شهادت: مسمومیت قاتل ملعون: منصور دوانیقى (خلیفه عباسى)

زمان شهادت: یكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى

مدفن مطهر: قـبـر شریفش در قبرستان بقیع (واقع در مدینه منوره) در كنار قبر پدر و جدّ و عمویش امام حسن مجتبى (علیه السلام) مى باشد.



زندگینامه امام جعفر صادق(ع)

امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الأول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و كلینى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. لیكن ابن طلحه روایت نخست را صحیح ‏تر میداند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روایت نخست، سال 80 هجرى، صحیح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روایتى نیمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با این حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 یا 65 سال گفت كه از این مقدار 12 سال و چند روزى و یا 15 سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و 19سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زیسته است كه همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار میآید و نیز بقیه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملك و یزید بن ولید عبد الملك، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است.

كنیه مادر امام (ع) را ام فروه گفته ‏اند. برخى نیز كنیه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قریبه یا فاطمه ذكر كرده ‏اند. كنیه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و این كنیه از دیگر كنیه ‏هاى وى معروف‏تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گوید: برخى كنیه آن حضرت را ابو اسماعیل دانسته ‏اند. ابن شهر آشوب نیز در كتاب مناقب می ‏گوید: آن حضرت مكنى به ابو عبد الله و ابو اسماعیل و كنیه خاص وى ابو موسى بوده است.

لقب امام صادق (ع)
آن حضرت القاب چندى داشت كه مشهورترین آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا كه وى در بیان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند.

فضایل امام جعفر صادق (ع)

مناقب آن حضرت بسیار است كه به اختصار از آنها یاد می ‏كنیم. فضایل امام صادق بیش از آن است كه بتوان ذكر كرد. جمله ای از مالك بن انس امام مشهور اهل سنت است كه: «بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نكرده است.» از ابوحنیفه نیز این جمله مشهور است كه گفت: «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد» یعنی: «از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنویم ضریس می گوید: امام صادق در این آیة شریفة: كل شیء هالك الا وجهه، یعنی: «هر چیز فانی است جز وجه خدای متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذی یوتی الله منهم» یعنی «ماییم آیینه ای كه خداوند از آن آیینه شناخته می شود.» بنابراین امام صادق (ع) فرموده است او آیینه ذات حق تعالی است.

شیخ مفید در ارشاد مى‏نویسد: علومى كه از آن حضرت نقل كرده‏ اند به اندازه ‏اى است كه ره توشه كاروانیان شد و نامش در همه جا انتشار یافت. دانشمندان در بین ائمه (ع) بیشترین نقل ها را از امام صادق روایت كرده ‏اند. هیچ یك از اهل آثار و راویان اخبار بدان اندازه كه از آن حضرت بهره برده ‏اند از دیگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راویان موثق آن حضرت را جمع كرده ‏اند كه شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقیده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.

بیشترین حجم روایات، احادیثی است كه از امام صادق (ع) نقل شده است، اهمیت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به میزانی است كه شیعه به ایشان منسوب شده است: ”شیعه جعفری“. كمتر مسئله دینی (اْعم از اعتقادی، اخلاقی و فقهی) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. كثرت روایات منقول از امام صادق (ع) به دو دلیل است:

یكی اینكه از دیگر ائمه عمر بیشتری نصیب ایشان شد و ایشان با شصت و پنج سال عمر شیخ الائمه محسوب می شود (148 – 83 هجری)، و دیگری كه به مراتب مهمتر از اولی است، شرائط زمانی خاص حیات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امویان، انتقال قدرت از امویان به عباسیان و آغاز خلافت عباسیان است. امام با حسن استفاده از این فترت و ضعف قدرت سیاسی به بسط و اشاعه معارف دینی همت می گمارد. گسترش زائدالوصف سرزمین اسلامی و مواجهه اسلام و تشیع با افكار، ادیان، مذاهب و عقاید گوناگون اقتضای جهادی فرهنگی داشت و امام صادق (ع) به بهترین وجهی به تبیین، تقویت و تعمیق “هویت مذهبی تشیع” پرداخت. از عصر جعفری است كه شیعه در عرصه های گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسیر و… صاحب هویت مستقل می شود. عظمت علمی امام صادق (ع) در حدی است كه ائمه مذاهب دیگر اسلامی از قبیل ابوحنیفه و مالك خود را نیازمند به استفاده از جلسه درس او می یابند. مناظرات عالمانه او با ارباب دیگر ادیان و عقاید نشانی از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهمیت این جهاد فرهنگی امام صادق (ع) كمتر از قیام خونین سید الشهداء (ع) نیست.



امام و فقه اسلامی

ـ فقه شیعه امامیه كه به فقه جعفری مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زیرا قسمت عمده احكام فقه اسلامی بر طبق مذهب شیعه امامیه از آن حضرت است و آن اندازه كه از آن حضرت نقل شده است از هیچ یك از (ائمه) اهل بیت علیهم السلام نقل نگردیده است. اصحاب حدیث اسامی راویان ثقه كه از او روایت كرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.

ـ در نیمه اول قرن دوم هجری فقهای طراز اولی مانند ابوحنیفه و امام مالك بن انس و اوزاعی و محدثان بزرگی مانند سفیان شوری و شعبه بن الحجاج و سلیمان بن مهران اعمش ظهور كردند. در این دوره است كه فقه اسلامی به معنی امروزی آن تولد یافته و روبه رشد نهاده است. و نیز آن دوره عصر شكوفایی حدیث و ظهور مسائل و مباحث كلامی مهم در بصره و كوفه بوده است.

ـ حضرت صادق (ع) در این دوره در محیط مدینه كه محل ظهور تابعین ومحدثان و راویان و فقهای بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعیان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ی آن عصر بودند بلكه او تنها از یك طریق كه اعلاء و اوثق طرق بود نقل می كرد و آن همان از طریق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علی بن الحسین (ع) و او از پدرش حسین بن علی (ع) و او از پدرش علی بن ابیطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و این ائمه بزرگوار در مواردی كه روایتی از آباء طاهرین خود نداشته باشند خود منبع فیاض مستقیم احكام الهی هستند.

مزار شریف امام صادق در بقیع

آثار امام صادق (ع):

غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، كتابت مستقیم خود ایشان نیست و غالبا املای امام (ع) یا بازنوشت بعدی مجالس ایشان است. بعضی از آثار نیز منصوب است و قطعی الصدور نیست.

1- از آثار مكتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشی (غیر از نجاشی رجالی) است. نجاشی صاحب رجال معتقد است كه تنها تصنیفی كه امام به دست خود نوشته اند همین اثر است.

2- رساله ای كه شیخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روایت كرده است شامل مباحث فقه و كلام.

3- كتاب معروف به توحید مفضل، در مباحث خداشناسی و رد دهریه كه املاء امام (ع) و كتاب مفضل بن عمر جعفی است.

4- كتاب الاهلیلجه كه آن نیز روایت مفضل بن عمر است و همانند توحید مفضل در خداشناسی و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.

5- مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه كه منسوب به امام صادق (ع) و بعضی از محققان شیعه از جمله مجلسی،‌ صاحب وسایل (حرعاملی) و صاحب ریاض العلما، صدور آن را از ناحیه حضرت رد كرده اند.

6- رساله ای از امام (ع) خطاب به اصحاب كه كلینی در اول روضه كافی به سندش از اسماعیل بن جابر ابی عبدالله نقل كرده است.

7- رساله ای در باب غنائم و وجوب خمس كه در تحف العقول مندرج است.

8- بعضی رسائل كه جابربن حیان كوفی از امام (ع) نقل كرده است.

9- كلمات القصار كه بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند كه تماما در تحف العقول آمده است.

10- چندین فقره از وصایای حضرت خطاب به فرزندش امام موسی كاظم (ع) سفیان شوری،‌ عبدالله بن جندب، ابی جعفر نعمان احول، عنوان بصری،‌ که در حلیه الاولیاء و تحف العقول ثبت گردیده است.

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleID=331634




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 8 مرداد 1395

یادمه زمان جنگ جمعه ها غیر از خط مقدم در پادگان نزدیک شهرها که بودیم حتما در نماز جمعه شرکت می کردیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 8 مرداد 1395

 

شنبه 9 مرداد مصادف با سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) تشییع جنازه شهدای گمنام تازه تفحص شده در کشور است.

 یاد و خاطره جانفشانی های آن عزیزان سفر کرده گرامی باد.

 

 

Image result for ‫شهید گمنام سلام‬‎





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 7 مرداد 1395

.با قمار باز های بزرگ تهران می پرید واسه خودش گنده لاتی بود هی پی معرکه گیری و کار خلاف و عیاشی و اینا میپرید اقا شاهرخ همه میشناختن گنده لات محل بود از وقتی پدرش تو سن 8 سالگی مرده بود همش واسه ننش دردسر بود هر روز تو کلانتری دستگیرش میکردن و به ننش میگفتن سند بیار واسه ازاد کردنش یه روز دزدی یه روز دعوا همه به مامانش میگفتن نفرینش کن این اخه چه بچه ایه ولی مادر بیچارش هیچوقت ازدعا کردنش منصرف نشد همیشه سر به سجده نمازبود و میگفت خدایا شاهرخ منو از سربازای امام زمان قرار بده مردم خندشون میگرفت از این دعا...بعد سال57همزمان با انقلاب تو باطن شاهرخم انقلاب شد و توبه کرد و عاشق امام شد و به جبهه رفت و در جبهه کاری کرد کارستون صدام واسه سرش جایزه گذاشته بود همه ازش می ترسیدن تا اینکه شهید راه حق شد و دعای مادرش مستجاب شد و وقتی شاهرخ پیدا کردن یه لبخند رو صورتش بود یه رضایت یه وصال نیک فرجام حالا دیگه اون جزو سربازای امام بود و مایه ی افتخار براستی که دعای مادر مهمه ....منبع کتاب حر الانقلاب بخشی از خاطرات شهیدشاهرخ ضرغام

Image result for ‫شهید‬‎

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 7 مرداد 1395


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic